بنام او دلیل تمام داشتن ها و جبران تمام نداشتن هاست
سلام به خدای خوبم که گر چه من دورم ازش اما....
.... همشه با منه!
الهی...
الهی به مستان میخانه ات به عقل افرینان دیوانه ات
به دردی کش لجه ی کبریا که امد به شانش فرود انما
به دری که عرش است او را صدف به ساقی کوثر به شاه نجف
به نور دل صبح خیزان love ز شادی ب انده گریزان love
به رندان سر مست اگاه دل که هرگز نرفتند جز راه دل
که خاکم گل از اب انگور کن سراپای من اتش طور کن
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمت هستی ام وارهان
به میخانه وحدتم راه ده دل زنده و جان اگاه ده
Mr artimani
+ نوشته شده در دوشنبه 22 آذر1389ساعت 17:59  توسط kian
|
ماه من غصه چرا....؟
اسمان را بنگر که هنو ز
بعد صدها شب و روز
مثل ان روز نخست
گرم و ابی و پر از مهر
به ما میخندد



یا زمینی که دلش.....
از سردی شبهای خزان
نه گرفت و نه شکست
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید
و در اغاز بهار
دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت
تا بگوید که هنوز



پر امنیت احساس خداست......

ادامه داره.....!
+ نوشته شده در یکشنبه 9 آبان1389ساعت 21:2  توسط kian
|
با پیامت دلخوشم ای ماه پنهان بعد از این
مینهم بی اس تو سر در خیابان بعد از این
پشت این اس ها سوسوی یک محبت نیست
گوشی ام پر ز اس های خشک و خالی بعد از این
پیامک ها تکرار یک پیام بی محبت اند
اس بی متن میفرستی برایم بد از این؟؟؟؟
این اس های خالی تا کجایم میبرند...
مبایل در جیب پر از اس های خالی بعد از این
گر که بگذاری متنی در هر پیام
میشوم غرق محبت love من بعد از این
متنی را هم هم صحبت این اس های خالی کن
اه ای شیرین بیان مرا نده اس خالی بعد از این......
+ نوشته شده در پنجشنبه 6 آبان1389ساعت 2:36  توسط kian
|
روزگاری اید کزین خسته دلم باز کنند
ریسمان هایی که چو افعی چنبره زده اند بر قلبم
روزگاری که کنم کفش های گشاد عشق بر پا
رد پای عاشقی را کنم دنبال
و رسم نزد قایق هایی
که تمنای سواری دادن تهشان پوسانده
تندروی که نشینم تویش
که رساند مرا به جزیره زیبای صمیمیت
تا که با خاک صفا و یکرنگی تیمم ها بکنم
طور دیگر به تماشای طبیعت بروم
و در ان لحظه کنم دست دراز
لاله پایین دستم را چینم
تا بسازم ظرفی
که بگنجد به تمامی در ان
همه برکه های پر ماهی عشق
و دهم هدیه به انهایی
که اسیرند به خودخواهی خویش
تا که شاید انوقت
دل تنهاشان
قدری رنگ شادی گیرد
یا دلی تازه بروید از ان
تا که در هر لحظه و هر جا
گل شادی چیند
+ نوشته شده در دوشنبه 19 مهر1389ساعت 15:44  توسط kian
|
الهی به مستان میخانه ات به عقل افرینان دیوانه ات
به دردی کش لجه ی کبریا که امد به شانش فرود انما
به دری که عرش است او را صدف به ساقی کوثر به شاه نجف
به نور دل صبح خیزان love ز شادی ب انده گریزان love
به رندان سر مست اگاه دل که هرگز نرفتند جز راه دل
که خاکم گل از اب انگور کن سراپای من اتش طور کن
خدا را به جان خراباتیان کزین تهمت هستی ام وارهان
به میخانه وحدتم راه ده دل زنده و جان اگاه ده
Mr artimani
+ نوشته شده در یکشنبه 18 مهر1389ساعت 23:12  توسط kian
|